برچسب:
نویسنده: کامیار رضوانی
به قول رضا صادقی ک خیلی دوسش دارم "هیچ وقت نمی فهمی چقدر قوی هستی تا وقتی ک قوی بودن تنها راحت باشه..."
+داداشم افتاده اصفهان سربازیشو :)من خیلی خوشحالم ...
همه جای بدنمو نیش زدنو نابود کردن ...خوابم نبرد دیگه از بس چنگ زدم به دستام....اه ...ادم توی خونه ی خودشم اسایش نداره...
چون گاهی اوقات ن راه پس هست ن راه پیش!
ادمایی مثه من چقدر زود وابسته می شن...
چقدر سخته احساس شکست خوردن...
شاید تنها حکمتش توی این بود ک یاد بگیرم امسال منو کسی اونجوری ک هستم نمی خواد ...شاید هم بخواد ولی خیلی زود ادما از امسال من خسته می شن چون زیادی واقع نگر بودیم توی زندگیامون و نمی تونیم احساسی برخورد کنیم...شایدم به قول ح.ن بد بینم نمیدونم!اما من اسمشو بدبینی نمیزارم...
کاشکی هیچ وقت توی این خانواده به دنیا نیومده بودم!